تبليغاتX
ستاره هفت رنگ
وبلاگ مخصوص همه ی هنرمندان کودک ونوجوان. ترلان پروانه وآلما اسکویی وبرترینها

محمد شادانی 6 سال سابقه ی بازیگری در tv دارد . او از 8 سالگی بازیگری را شروع کرد . محمد 14 ساله می خواهد به کار خود ادامه دهد از کار های جدید او میتوان از (بزرگ مرد کوچک -مسافری از گورنگول-ترانه مادری) نام برد .

بیا از اول شروع کنیم :

کلاس دوم دبستان بودم که مادر یکی از دوستانم که در کارهای فیلم سازی و تبلیغاتی بود از من پرسید که دوست داری بازی کنی؟ من هم موافقت کردم و در فیلم های تبلیغاتی بازی کردم.

بر چه اساسی به تو پیشنهاد بازی داد؟

گفت که چهره ات خوبه و باید تست بدی.من از مامانم اجازه گرفتم و اولین کارم را در فیلم های تبلیغاتی شروع کردم .

کی به tv آمدی :

کارگردان مجموعه باغ شادونه من رادر این کارها دید و برای بازی انتخابم کرد. و بعد مسافری از گورنگول بود .همان مامان دوستم بهم پیشنهاد دادکه برای که برای این کارتست بدم . بعد در تست قبول شدم

آن زمان که کم سن و سال بودی بازی برایت سخت نبود؟

چرا آن اوایل خیلی سخت بود. اما بعد از مدتی که در چندکاربازی کردم بازیگری راحت تر شد.

کار ها را چه طور انتخاب می کنی ؟

برایم فیلمنامه و داستان خیلی مهم است نه این که چه نقشی داشته باشم .اگر داستان خوب بود می پذیرم و اگربد بود معذرت خواهی می کنم و نمی پذیرم .

برای انتخاب نقش هایت با چه کسی مشورت می کنی ؟

از پدرو مادرم .مادرم همیشه با من به دفتر فیلم سازی می آید و در همانجا درباره ی داستان وکار صحبت می کنیم.

این وسط تکلیف درس و مشق چه می شود؟

اگر وسط درس و مشق باشد فیلم هایی که لازم باشد به شهرستان بروم را نمی پذیرم .زمان فیلم برداری همیشه معلم دارم.معمولا از معلم های مدرسه ام استفاده می کنم.

چه کار می کنی که بازیت بهتر شود؟

بازیگری چند فن لازم دارد. فن بیان ،چهره،بدن . برای رشد این ها بازیگران باید هر روز تمرین کنند.ونکته دیگر استعداد است

برای این که این حس ها پرورش پیداکند چه کار میکنی؟

باید با هر هنرمند خوبی کار کنی . برای من این اتفاق افتاد و من توانستم با هنرمندان خوبی مثل رامبد جوان،بهروز بقایی،لاله صبوری کار کنم .از مادر وپدرم هم خیلی کمک گرفتم .

با این حساب از بازیت در مجموعه ی بزرگ مرد کوچک راضی هستی؟

بله.مهران رسام به عنوان کارگردان در این کار خیلی به من کمک کرد.بازی من از اول خوب نبود و هم بازی شدن با این هنرمندان در بازی من خیلی تاپیر گذاشت

ترانه مادری هم با بازی تو در حال پخش است که البته نقش اصلی نداری؟

همان اول گفتم که برای من نقش مهم نیست ،بلکه داستان کار مهم است.به نظرم داستان این مجموعه قشنگ و شیرین است.

آن اوایل که تازه بازیگری را شروع کردی چقدر اشتباه می کردی؟

اوایل کارم خیلی اشتباه می کردم. یادم است سر مجموعه ی باغ شادونه کارگردان کار عصبی هم بود!وبه من خیلی سخت گذشت،به طوری که برای قسمت دوم که به من پیشنهاد شد قبول نکردم که بازی کنم.

سربازی این دوکار اخرت چطور باز هم اشتباه می کردی؟

در بزرگ مرد کوچک خیلی کم اشتباه می کردم شاید یک یا دوبار برای هر صحنه.

در این کار که الان هم پخش می شود. تو نقش پسری را بازی می کنی که همواره در حال اختراعاست و مدام به گذشته می رود. بازی در این نقش سخت نبود ؟

خیلی سخت بود. فلاشبک وحرف زدن به زبان آن دوره خیلی سخت بود ،امارامبد جوان خیلی به من کمک کرد.از طرف دیگر هوا هم خیلی گرم بود و برای من مو گذاشته بودند،من هی عرق می کردم و این ها کار را سخت می کرد . امابه نظرم کار خوب شده است.

و خستگی از تنت در آمده است:

کاملا همین طور است.

سه تا کار با بازی تواز تلویزیون پخش می شود، دیگر حسابی معروف شدی؟

شب اولی که ترانه مادری پخش شد ، همسایه های ما به خانه ی ما آمدند، خیلی ها شک داشتند که من همان باشم ، اما دیدند که من در این کار بازی می کنم.

منبع : مجله دوچرخه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:7  توسط بهنام  | 

سلام بعد چند هفته از شمال آمدم فعلا هستم وامکان داره که دوباره برم  ولی می یام مهم دلمه که همیشه با شماست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:4  توسط بهنام  | 

سلام

 

آقا جان تولد خانم ترلان پروانه روتبریک میکم  . انشااله تولد 130 سالگیش 

اصلا انشااله همیشه سلامت باشه

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 15:12  توسط بهنام  | 

به به
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:53  توسط بهنام  | 

بهتره به طور مختصر با اصول بازیگری آشنا شوید

 

من ارباب شما نیستم ، بودن من به خاطر این است که شما ارباب عضلات خود باشید.

بدن کارامد معیار هنر بازیگری است نخستین گام برای خلق شخصیت توسط همین بدن است که صورت میگیرد .

با یک جسم غیر طبیعی و معیوب کج و معوج و منقبض نمیتوان شخصیت جالبی خلق کرد .

                   ( کتاب کلاسهای بازیگری استلا ادلر صفحه ی ۴۱ و ۴۳ )

بحث در مورد اهمیت بدن و بیان در بازیگری نیست چون این چیزیه که فکر میکنم  دیگه شکی در اون نیست ، حرکت و بیان دو تا پایه ی اساسی در هنر بازیگری هستن که با تقویتشون بازیگر توانایی خودش رو در اجرای نقش بالا میره ...

گرچه الان اگه  از یکی بپرسی که به نظرت چه چیزهایی برای موفقیت در بازیگری مهمه و نقش داره ممکنه هرچیزی بگه به جز اهمیت حرکت و بیان یک بازیگر ( البته اگه مطالعه ای در این زمینه ها نداشته باشه )

اما چیزی که میخوام بگم اینه که بدون داشتن یک بدن انعطاف پذیر و یک بیان مناسب حتی نمیشود به بازیگری فکر کرد چه برسه به این که توش موفق هم شد !

تپق زدن ، درست ادا نکردن جملات ، پایین بودن صدا ، تفس های بریده بریده و مشکلاتی از این دست فقط با انجام تمرین های مربوط به بیان یک بازیگر کم تر میشن و همین طور حرکات خشک و غیر معمول ، بدنی انعطاف ناپذیر ، فرم اشتباه راه رفتن ایستادن و حرکت بروی صحنه و ... نیز تنها با تمرینات مربوط به حرکت یک بازیگر از بین میروند و همه ی این تمرینات ( بدن و بیان ) به تدریج باعث کم شدن استرس در هنگام بازی میشه و در نتیجه تمرکز و اعتماد به نفش هم افزایش پیدا میکند ...

شاید اوایل تمرینات حرکت و بیان خیلی ازاردهنده و سخت باشه اما به تدریج این ازردگی از بین میره و وقتی که نتیجه ی اون تمرینات رو میبینین لذت و انگیزه جایگزین اون ازردگی ( ابتدای کار ) میشود !

از زبان یک بازیگر می شنویم که می گوید:

یه جلسه از کلاس بازیگری استاد از ما خواست تا راه بریم!به نظر خیلی کار ساده ای میاد ، اینقدر ساده که ممکنه ادم با شنیدن یه همچین تمریی ناخوداگاه بخنده ! اما این طور نبود !!! و وقتی سنگینی نگاه استاد و بقیه ی بچه ها رو روی خودت احساس میکنی که خیره به قدمهات شدن کار سخت تر هم میشه ! فکر کنم توی کتاب بازیگری متد ( احمد دامود ) خوندم که :

یکی از تمرینات بازیگری همین راه رفتن ساده است و وقتی که سر کلاسای بازیگری از هنرجوها خواستن برن روی صحنه و شروع به راه رفتن بکنن هیچ کدام نتوانستند ان جوری که در حالت معمولی راه میرن ، روی صحنه هم راه بروند ! این تاثیر همون نگاهه و این احساس که همه به راه رفتن تو خیره شدن !اما بعد از این تمرین استاد به هرکدام از هنرجوها یک دغدغه ی فکری کوچیک میده و بعد دوباره ازشون میخواد که روی صحنه راه برن ! و اما حالا با وجود اون دغدغه ی فکری هرچند خیلی هم کوچیک بود اما راه رفتن اونها دیگه خشک و مصنوعی نبود ....

حالا این که گفتم راه رفتن هم در بعضی موقعیت ها اسون نیست همینه ... منظور اصلی اینه که بعد از اون تمرین راه رفتن استاد برامون توضیح داد که چه قدر هرکدوممون درست راه میرفتیم ، روی همون اصولی که باید وقتی یه نفر راه میره رعایت بکنه ... و از اون جلسه به بعد تمریناتی برای همین تصحیح راه رفتن و حالت فیزیکی موقع حرکت کردن رو شروع کردیم !

نمیخواستم این قدر طولانی بشه ، اما واقعیت اینه که نوشتن در مورد دو اصل و دو بخش مهم از هنر وسیع بازیگری خیلی سخته و  مطمینا این مطلب دراین مورد خیلی مختصر و ناکامل ست .

خوب دیگه امید وارم نهایت استفاده را برده باشید

دوستار شما بهنام

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 17:58  توسط بهنام  | 

a
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 10:55  توسط بهنام  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:22  توسط بهنام  | 

ترلان پروانه بازیگر خردسال "نصف مال من، نصف مال تو" تاکنون در فیلم‌ها و مجموعه‌هایی چون "زیر تیغ"، "جایزه بزرگ"، "چپ‌دست"، "زن بدلی"، "خوش‌غیرت" و ... بازی کرده و بازیگر فیلم ناکام "پرتگاه" بهرام بیضایی بوده است.

* برای تماشای فیلم جدیدت "نصف مال من، نصف مال تو" چندبار به سینما رفته‌ای؟

ـ ترلان پروانه: فقط یکبار!

* دوست داری باز هم فیلم را ببینی؟

ـ خیلی زیاد.

* یعنی باز هم سینما می روی؟

ـ خوب دوست دارم. ولی چون مشغول کار جدیدی هستم، وقت ندارم.

* چه کاری؟

ـ "پنجره" به کارگردانی آقای وحید حسینی.

* در مجموعه "پنجره" چه نقشی بازی می کنی؟

ـ نقش دختر آقای وحید فارسی را بازی می کنم که مدام پدرش را به یاد می آورد.

* برای انتخاب نقش هایت بیشتر با چه کسی مشورت می کنی؟

ـ با پدر و مادرم.

* تا به حال شده فیلمی را دوست نداشته باشی؟

ـ نه. همه را دوست داشته ام. مثل همین فیلم "نصف مال من، نصف مال تو".

* برای "نصف مال من، نصف مال تو" چقدر تمرین می کردی؟

ـ من قبل از صحنه زیاد تمرین نمی کنم. بیشتر موقع ضبط حواسم را جمع می کنم.

* با آقای نیکخواه آزاد راحت بودی؟

ـ بله. آقای نیکخواه کارگردان خوبی است که با جدیت از بازیگر به خوبی بازی می گیرد.

* رابطه ات با آلما (اسکویی، دیگر بازیگر خردسال فیلم) چطور بود؟

ـ خیلی خوب بود. ما الان هم به هم زنگ می زنیم و رفت و آمد داریم.

* با آقای شریفی نیا و خانم زارعی هم همینطور؟

ـ بله. هر دو خوب و مهربان هستند.

* دیالو گ های فیلم برایت سخت نبود؟

ـ نه. همه را حفظ بودم.

* بهترین خاطره ات از فیلم را تعریف می کنی؟

ـ برای ضبط یکی از سکانس ها در کوچه ای پر از درخت گردو بودیم. من گفتم کاش دستم می رسید یک گردو از درخت بچینم. بلافاصله یک کلاغ به یک گردو نوک زد و آن را برایم پائین انداخت.

* خاطره بدی هم از فیلم داری؟

ـ آنجا که مثلا پای آقای شریفی نیا شکسته من خیلی ناراحت شدم.

* وقتی تصویر خودت را بر سر در سینماها می بینی، چه حسی داری؟

ـ خیلی خوشحال می شوم.

* رفتار مردم با تو چگونه است؟

ـ با من عکس می گیرند. بعضی وقت ها هم امضا.

* تو هم خوشحال می شوی؟

ـ بله. من هم مردم را دوست دارم و از آنها تشکر می کنم.

* فکر می کنی چه چیزی باعث موفقیت تو شده؟

ـ پدر و مادرم و تلاش خودم.

* از بازی کردن خسته نمی شوی؟

ـ نه. آدم وقتی هدف داشته باشد، همه کارها برایش شیرین می شود.

* کدامیک از فیلم های ایرانی را دوست داری؟

ـ "میم مثل مادر" فیلم قشنگی بود.

* بازیگران مورد علاقه ات را هم می گویی؟

ـ آقای پرستویی، خانم معتمد آریا، خانم زارعی و گلشیفته فراهانی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:20  توسط بهنام  | 

آلما دختر مهرداد اسکویی کارگردان جوان سینما برای نخستین‌بار در "گل یخ" کیومرث پوراحمد بازی کرد و شاید تنها نقطه قوت آن فیلم بود. حالا او با همان شیرین‌زبانی با فیلم "نصف مال من، نصف مال تو" به سینماها آمده است.

 

 الان که "نصف مال من، نصف مال تو" اکران شده و همه بازی تو را می بینند، چه حسی داری؟

ـ آلما اسکویی: خیلی خوشحالم. چند ماه منتظر بودم فیلم اکران شود تا باز هم آن را ببینم.

* قبل از اکران فیلم را ندیده بودی؟

ـ چرا. اولین بار در جشنواره کودک و نوجوان همدان دیده بودم.

*برای دیدن فیلم تا حالا چند بار سینما رفته ای؟

ـ یکبار. ولی باز هم دوست دارم فیلم را ببینم.

* به خاطر بازی خودت یا به خاطر دیدن فیلم؟

ـ فیلم را هم خیلی دوست دارم.

* چرا؟

ـ فیلم کمدی است و باعث خنده می شود.

* پس در انتخاب نقش مشکلی نداشتی؟

ـ نه. نقشم را خیلی دوست داشتم.

* برای انتخاب نقش با کی مشورت کردی؟

ـ با پدر و مادر و پدربزرگم.

* قبل از شروع فیلمبرداری چقدر تمرین می کردی؟

ـ خیلی تمرین کردم. با دوستم یا جلو آینه.

* حفظ کردن دیالوگ ها برایت سخت نبود؟

ـ چون پلان ما کوتاه بود، دیالوگ های کوتاهی داشتیم. ولی برای دیالوگ های طولانی آقای نیکخواه آزاد، آقای بیات و آقای ساجدی به ما کمک می کردند.

* با آقای نیکخواه آزاد راحت بودی؟

ـ بله. خیلی به من کمک می کرد. خیلی مهربان بود.

* با آقای شریفی نیا چطور؟

ـ او هم خیلی مهربان بود. فضا را جوری فراهم می کرد که من باور کنم پدرم است.

* شیرین ترین خاطره ات از بازی در فیلم "نصف مال من، نصف مال تو" چیست؟

ـ شیرین ترین خاطره من دوست شدن با ترلان (پروانه دیگر بازیگر خردسال فیلم) بود. با او خیلی خوش می گذشت.

* بدترین خاطره ات را هم تعریف می کنی؟

ـ یکروز خیلی زود سر صحنه آمدم و صبحانه نخورده بودم. آن روز ضعف و سردرد شدید گرفتم و خیلی اذیت شدم.

* از بین فیلم های ایرانی کدامیک را بیشتر دوست داری؟

ـ من فیلم "معادله" و بازی آقای پورصمیمی را خیلی دوست داشتم. چندبار برای دیدن آن به سینما رفتم.

* از بین بازیگران چطور؟

ـ خانم زارعی و امین حیایی را خیلی دوست دارم.

* عکس العمل مردم نسبت به تو چگونه است؟

ـ با انگشت به من اشاره می کنند.

* تو چه کار می کنی؟

ـ می خندم.

* در مدرسه راحت هستی؟

ـ بله. با همه دوستم.

* فیلم بازی کردن به درس‌هایت لطمه نمی زند؟

ـ سعی  می کنم با کمک پدر و مادر و معلمم از درس هایم عقب نیفتم.

* فکر می کنی دلایل موفقیت تو چیست؟

ـ خیلی ها تاثیر دارند، ولی بیشتر از همه پدر و مادر و کارگردان و همین طور پدربزرگ.

* برای فیلم جدید پیشنهاد داشته ای؟

ـ نه! فعلا بیکارم.

منبع: خبرگزاري مهر

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:18  توسط بهنام  | 

سلام

من بهنام هستم تازه این وبلاگ را راه اندازی کردم

این وبلاگ فقط برای شاد کردن دل کودکان ونوجوانان ایران درست شده

بیشتر مطالب این وبلاگ درباره هنرمندان کودک ونوجوان از جمله خانم ترلان پروانه وآلما اسکویی و دیگر بهترین های ایران است

امید وارم موفق باشید و لطفا من رو با حضور بیشتر خودتون ونظرهایتان دراین وبلاگ

یاری کنید من سعی میکنم هر هفته پست های جالبی بذارم مطمئن باشید با مشاهده کردن

این وبلاگ ضرر نمی کنید. تا بعد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 14:27  توسط بهنام  |